عکس بازیگران

خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار + اسامی بازیگران سریال احضار

خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار + اسامی بازیگران سریال احضار

قسمت آخر سریال احضار

خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار + اسامی بازیگران سریال احضار
خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار + اسامی بازیگران سریال احضار

مجموعه تلویزیونی «احضار» بـه کارگردانی علیرضا افخمی و تهیه‌کنندگی محمودرضا تخشید

محصول جدید سیمافیلم اسـت کـه شب‌های ماه مبارک رمضان ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک سیما پخش میشود.

سریال احضار چند قسمت دارد؟

این سریال در ۳۱ قسمت ۴۵ دقیقه ای تولید شده اسـت.

بازیگران این سریال عبارتند از:

آرش مجیدی، رضا توکلی، نسرین نکیسا، مرتضی کاظمی، آدرینا صادقی،

مینو آذرمگین، نازنین هاشمی، دینا هاشمی، میلاد میرزایی، افسانه چهره‌آزاد، علی دهکردی،

خیام وقار کاشانی، درسا بختیار، غزال نظر و صالح میرزا آقایی.

خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار

مرادی در حال رفتن به کارخانه بود که همسرش بهش میگه اگه این پسره اومد امروز اونجا بااش دهن به دهن نشو

باهاش کاری نداشته باش که مائده جریحه دارتر نشه.

زهره و پدرش به خانه مائده میان و قبل از اینکه پیش مائده برن به مرادی وزنش میگن باید با شماها حرف بزنم

بریم یه جا که مائده نفهمه. به بالکن میرن و ماجرارو پدر زهره براشون تعریف میکنه

و میگه که به احتمال زیاد مائده شیطان زده شده،

مادرش گریه میکنه ولی مرادی میگه باور نمیکنم اصلا امکان نداره شیطان ذهنی کارشو میکنه،

فیزیکی ظاهر نمیشه. زهره و پدرش پیش مائده میرن تا باهاش حرف بزنن.

بهش میگن که از پیش مینو خانم اومدیم مائده جا میخوره و به زهره نگاه میکنه

ولی پدر زهره میگه اولین بار اسم مینورو از مادرت شنیدم که اومده دنبالت رفتی باهاش زهره

همانجا میگه مگه به روح پدرت قسم نخوردی که دیگه نری اونجا؟

ک مائده میگه خوده پدرم پیغام به کامرانی داده بود و خواسته بود برم تا پیغامو بهم بگه.

و میگه این وسط کامرانی خیانتکارو دزده

و فرهاد کسیه که واقعا عاشقمه و خیانتیم نکرده، پدر زهره میگه اگه اون زنو پیدا کنیم

تا باور میکنی که حرفهایی که روح کامرانی بهت گفته همش غلطه؟

مائده میگه آره ولی خودتونو اذیت نکنین دایی جان چون دیر یا زود باید با این حقیقت تلخ کنار بیاین.

زهره تو فضای مجازی به دنبال فرهاد میگرده و در آخر پیدا میکنه

و تو دنبال کننده های صفحه اش چشمش به رها لطفی میخوره و حس میکنه

خیلی شبیه کسیه که اونروز تو کافه دیده بود و بهش پیام میده که فرهاد داره ازدواج میکنه

اگه شما همونی هستین که هفته پیش براتون تو کافه تولد گرفته بهم پیام بدید

تا باهم حرف بزنیم. رها بعد از دریافت پیام به دوستش میگه و دوستش نمیزاره پیام بده میگه

شاید از طرف فرهاد باشه اینجوری پولتو نمیده،

همان لحظه به فرهاد زنگ میزنه و میگه حوصله ام داره تموم میشه زودتر پولمو به حسابم بریز.

روح کامرانی دوباره تو خانه مینو میاد و مینو باهاش دعوا میکنه و میگه چرا اومدی دوباره؟

من هیچ کاری واست نمیکنم کامرانی میگه اگه نکنی

برات بد تموم میشه مینو میگه هیچ غلطی نمیتونی بکنی

و کامرانی میگه خودت خواستی و همان لحظه چاقورو برمیداره و به سمت مینو میره….

گردآوری: مجله خبری تهران کیوسک

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا