ماجرای قتل زهرا میرزایی مجری شبکه افق توسط پسر خاله اش
ماجرای قتل زهرا میرزایی مجری شبکه افق توسط پسر خاله اش را در ادامه این بخش از تهران کیوسک می خوانید، با ما همراه باشید.
ماجرای قتل زهرا میرزایی
زهرا میرزایی، روانشناس برجسته و کارشناس شبکه افق، روز سهشنبه، ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در منزل شخصی اش واقع در شهرک گلستان تهران به قتل رسید.

جسد وی با آثار ضربات شدید به سر و بریدگی عمیق در ناحیه گردن توسط خواهرش کشف شد.
کشف جسد زهرا میرزایی
ساعت ۴:۳۰ عصر، خواهر زهرا میرزایی پس از بیپاسخ ماندن تماس های مکررش، با استفاده از کلید یدکی وارد منزل خواهرش شد.
او با بوی سوختگی مواجه شد و در اتاق خواب، جسد خون آلود زهرا را یافت که پتو و بخشی از فرش دچار سوختگی شده بود.
بلافاصله با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش داد.
تحقیقات اولیه زهرا میرزایی
تیم جنایی پس از حضور در محل، دریافت که مقتول با ضربات چکش به سر و بریدگی چاقو در ناحیه گردن به قتل رسیده است.
همچنین، آثار حریق عمدی در محل مشاهده شد که بهطور کامل شعلهور نشده بود.

خواهر مقتول به پلیس اطلاع داد که زهرا قرار ملاقاتی با پسرخالهشان، مسعود، داشته است.
مسعود به بهانه مشکلات خانوادگی و درخواست مشاوره، از زهرا خواسته بود که این ملاقات را به کسی اطلاع ندهد.
دستگیری مظنون زهرا میرزایی
با بررسیهای فنی و ردگیری مخابراتی، مشخص شد که مسعود در زمان وقوع قتل در محل حضور داشته و سپس به منزل خود در شرق تهران بازگشته است.
تیم جنایی با تعقیب و مراقبت، او را در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت کردند و در بازرسی از وی، مقادیری از طلاهای سرقتی متعلق به مقتول کشف شد.
اعترافات قاتل زهرا میرزایی
مسعود در ابتدا منکر هرگونه دخالت در قتل بود، اما در مواجهه با شواهد و مدارک موجود، سرانجام اعتراف کرد که به دلیل مشکلات مالی و بیکاری، تصمیم به سرقت طلاهای دخترخالهاش گرفته است.
او با تهیه چکش و چاقو، به منزل زهرا رفته و پس از وارد کردن ضربات مرگبار، طلاها را سرقت کرده و تلاش کرده بود با آتش سوزی، آثار جرم را از بین ببرد.
ادامه تحقیقات زهرا میرزایی
جسد زهرا میرزایی برای بررسی های تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد.
و متهم با دستور بازپرس در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. رسیدگی به این پرونده همچنان در جریان است.
مسعود، پسرخالهٔ زهرا میرزایی، در اعترافات خود به قتل وی، جزئیات تکاندهندهای را بیان کرده است.
او اظهار داشت که به دلیل بیکاری و مشکلات مالی، تصمیم به سرقت طلاهای دخترخالهاش گرفت.

مسعود با طرح نقشهای، به بهانهٔ دریافت مشاوره برای حل اختلافات خانوادگی، با زهرا تماس گرفت و از او خواست که این ملاقات را به کسی اطلاع ندهد.
زهرا، که دکترای حقوق داشت و مشاور خانواده بود، با این درخواست موافقت کرد.
در روز ملاقات، مسعود با چکش و چاقویی که از قبل تهیه کرده بود، به منزل زهرا رفت.
هنگامی که زهرا برای پذیرایی به آشپزخانه رفت، مسعود از فرصت استفاده کرده و با چکش به سر او ضربه زد.
سپس، برای اطمینان از مرگ وی، با چاقو گلویش را برید.
پس از ارتکاب جنایت، مسعود طلاهای زهرا را سرقت کرد و برای از بین بردن آثار جرم، تلاش کرد با آتش زدن بخشی از خانه، صحنه را مخدوش کند.
با این حال، آتش بهطور کامل شعلهور نشد و خاموش شد.
مسعود در اعترافاتش بیان کرد که به دلیل بیکاری و فشارهای مالی، وسوسه سرقت طلاهای زهرا به ذهنش خطور کرده بود.
او همچنین اظهار داشت که فکر میکرد با از بین بردن آثار جرم و عدم اطلاع دیگران از ملاقاتشان، دستگیر نخواهد شد.
اما با تلاشهای پلیس و شواهد موجود، بهسرعت شناسایی و دستگیر شد.
در زمان دستگیری، طلاهای سرقتشده هنوز همراه او بود.
مسعود در پایان اعترافاتش ابراز پشیمانی کرده و اظهار داشت که نمیداند چگونه با خانوادهٔ مقتول مواجه شود و هرگز خود را نخواهد بخشید.
گردآوری: تهران کیوسک





